سيد محمد دامادى
490
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
عقلى كه فاروق بين اشياء است مستور و پنهان گردد به علّت غلبهء نور ذات قديم ، درين حالت تميز بين قدم و حدث مرتفع شود چون هرگاه حق آمد باطل مرتفع گردد و اين حالت را جمع گويند . و متصوّفه گويند جمع بدون تفرقه زندقه است و تفرقه بدون جمع تعطيل است و جمع با تفرقه توحيد . [ كشّاف اصطلاحات الفنون ص 34 ببعد ] پس سالك بايد كه پيوسته به روح كه محلّ مشاهده است در عين جمع باشد ، و به قالب كه آلت مجاهده است در مقام تفرقه . [ نفائس الفنون ج 2 ص 35 ] جمع عين قدم است بىعدم . جمع آنست كه حق از اسرار جمع كند در دل عارف به لباس انوار . [ شرح شطحيات ص 563 ] اوّل مقام در جمع اين طايفه را آنست كه همّت بنده جمع گردد و آن چنان باشد كه همهء همّتهاى خويش يك همّت گرداند . يعنى آنكه عام به همّت خويش همه چيز طلب كنند تا همّت ايشان متفرّق شود ، و اين طايفه همّت خويش به يك چيز مشغول كنند تا همّت ايشان مجتمع باشد و پراكنده نباشد . هر كه اندوههاى خويش را يك اندوه گرداند ، خداى عزّ و جلّ همهء اندوهان او كفايت گرداند . و چون خويشتن را ازين همّتها گرد آورد و خود را جمعيّتى حاصل گرداند ، به بدل ريا ، اخلاص گيرد و به بدل شرك توحيد گيرد و به بدل عجب نفس تواضع و خضوع و انقياد گيرد ، و همهء همّت او موافق حق گردد . و اين حال به مجاهده و رياضت كردن است . و آن جمع كه اين طايفه ياد كنند كه ايشان اهل آنند ، آن باشد كه جمع او را حال گردد . و آن آن باشد كه همّتهاى او پراكنده نگردد ، و هيچ شغل جز شغل حق او را پراكنده نتواند گردانيدن . آن جمع كه در اوّل ياد كرديم ، جمع تكلّف بود كه چون مريد در اوّل حال باشد او خويشتن را رياضت بايد كردن و تكلّف بسيار